سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
48
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
نويسنده فقط علاقهمند به ارائه شايستگىها و پرهيزگاريهاى ابو بكر است . خلاصهاى از ترتيب مطالب ابن سعد ، به چگونگى روشى كه وى از خوانندهاش انتظار دارد تا به سقيفه بنگرد كمك خواهد كرد . ابن سعد مطلب را با درج دو صفحه دربارهء طايفه ، خانواده ، نام و عنوان الصديق ، راستگو ، براى ابو بكر شروع مىكند . ( 16 ) وى ضمن نقل حديثى چنين بيان مىكند كه پس از اينكه پيامبر به معراج رفت از اينكه مردم اين واقعيت را بپذيرند كه او به معراج رفته است نگران بود در اينجا بود كه فرشته جبرئيل او را مطمئن ساخت كه ابو بكر آن را خواهد پذيرفت زيرا وى صديق است . قسمت دوم ، تحت عنوان « بازگشت ابو بكر به اسلام » ( 17 ) شامل پنج حديث است كه در همه آنها نويسنده مىخواهد ثابت كند كه ابو بكر در ميان مردان ، اولين كسى بوده است كه پيامبرى محمد ( ص ) را پذيرفته بود و به طور كلى احاديث فراوانى كه على را اولين مرد مسلمان قلمداد مىكند ، ( 18 ) ناديده مىگيرد . ابن سعد اين موضوع را در قسمت سوم ، با عنوان « توصيف غار و هجرت به مدينه » ( 19 ) دنبال مىكند و در آن وى بيست و شش حديث را مىآورد . اين احاديث جملگى بر دوستى نزديك ابو بكر با پيامبر تأكيد دارند و در آنها بيان مىدارد كه محمّد ( ص ) در راه هجرتش به مدينه به غارى پناهنده شد و در آن هنگام ابو بكر همراه وى بود و خدمات او در آن لحظه بحرانى براى پيامبر بسيار ارزشمند بود . سپس ، بعد از نقل حديث دربارهء رحل اقامت افكندن ابو بكر در مدينه ، بلافاصله عقد اخوت ابو بكر با عمر هم و اعلام پيامبر به اينكه ابو بكر و عمر ، رهبران و سروران جوانان بهشت در همه زمانها به استثناى پيامبران و رسولان بودند را ثبت مىنمايد . بدنبال آن احاديث ديگرى مىآيد كه عنايت مخصوص پيامبر را به ابو بكر شرح مىدهد و مىگويد كه پيامبر دستور داد خانه ابو بكر مجاور و متصل به مسجد باشد درحالىكه از ديگران اين افتخار سلب مىشود و اينكه ابو بكر از محمد ( ص ) در همه جنگها دفاع كرد و پيامبر او را در غزوه تبوك به عنوان پرچمدار خويش منصوب نمود . پنج حديث آخر اين قسمت بيانات پيامبر را به اينكه اگر او مىخواست دوستى ( خليلى ) را براى خود برگزيند كسى جز ابو بكر را نمىتوانست نام ببرد ، توصيف مىنمايد . و همچنين از پيامبر نقل مىكند كه گفته است « هيچ كس در تمام جامعه عزيزتر از ابو بكر در نزد من نيست » و اينكه